ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
13
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
و چند كوره از كورههاى سودان را در قبضهء تسخير آورده بود . و در آن نواحى كشتار بسيار كرده بود . آنگاه در سال 50 ، معاويه او را حكومت افريقيه داد و با او ده هزار مرد جنگى روانه نمود و او بدين هيأت وارد آن سرزمين شد . مسلمانان بربر نيز به او پيوستند و شمارشان افزون شد و شمشير در مردم آن بلاد نهادند . زيرا اينان ، چون مسلمانان مىآمدند ، مسلمان مىشدند و چون بازمىگشتند ، از اسلام بازمىگشتند . عقبه چنان ديد كه براى سكونت سپاه اسلام و حفظ آنان در برابر بربرها ، شهرى بنا كند . اين بود كه قيروان را طرح افكند . در آنجا مسجد جامع ساخت و مردم خانهها و مسجدهاى خود را ساختند . و گرداگرد آن ، سه هزار و ششصد باع [ 1 ] بود و بناى آن در سال 55 ، به پايان آمد . عقبة بن نافع همچنان به نبرد ادامه مىداد و لشكرها را براى حمله و غارت به هر سو مىفرستاد ، تا آنجا كه بيشتر بربر اسلام آورد و قلمرو مسلمين گسترش يافت و دين اسلام پاى برجا گرديد . سپس معاويه ، مسلمة بن مخلد الانصارى را بر مصر حكومت داد و مسلمه يكى از موالى خود را به نام ابو المهاجر ، به افريقيه فرستاد . ابو المهاجر به افريقيه آمد و با وضعى اهانتبار عقبة بن نافع را عزل كرد . عقبه به شام رفت تا شكايت به معاويه برد . معاويه از او پوزش خواست و وعدهاش داد كه بار ديگر شغلش را به او باز پس دهد . تا در سال 62 ، كه يزيد بار ديگر او را به افريقيه فرستاد . واقدى گويد : عقبة بن نافع در سال 46 ، حكومت افريقيه يافت و در آنجا شهر قيروان را بنا كرد . يزيد او را در سال 62 ، عزل كرد و ابو المهاجر را به جاى او فرستاد . ابو المهاجر عقبه را دستگير نمود و بر او سخت گرفت . چون خبر به يزيد رسيد به ابو المهاجر نامه نوشت كه عقبه را نزد او بفرستد . يزيد بار ديگر او را به حكومت افريقيه فرستاد . اين بار عقبه ، ابو المهاجر را به زندان افكند ، تا آنگاه كه كسيله [ 2 ] بربرى پادشاه برانس ( پيرنه ) - چنان كه خواهيم گفت - همه را به قتل آورد . ماجراى كشته شدن حجر بن عدى مغيرة بن شعبه در ايام حكومتش در كوفه ، در مجالس و خطبههاى خود بسيار بر على مىتاخت و براى عثمان دل مىسوزانيد و رحمتش مىفرستاد و مردم را به او دعوت مىكرد . چون حجر بن عدى سخنان او را مىشنيد مىگفت : خداوند شما را گمراه كرده است ، من شهادت مىدهم كه آن كه شما نكوهشش مىكنيد از هر كس ديگر به ستايش سزاوارتر است . و آن كه به نيكى از او ياد مىكنيد از هر كس ديگر به نكوهش سزاوارتر است . روزى مغيره
--> [ ( 1 ) ] باغ از سر انگشت دست راست تا سر انگشت دست چپ ، آنگاه كه دستها از هم باز باشند . [ ( 2 ) ] كسله .